السيد الطباطبائي
32
رساله لب اللباب در سير و سلوك اولى الألباب ( طبع قديم ) ( فارسى )
سپس نيز قوّت يافته به صورت ماه و بعدا به صورت خورشيد پديد مىآيند ، و گاهى مانند چراغى كه افروخته باشند و يا قنديلى نمايان مىشوند ، اين انوار را در اصطلاح عرفاء « نوم عرفانى » نامند ، اين انوار از قبيل موجودات برزخيّه هستند . ولى هنگامى كه از اين مراتب مراقبت سالك قوىتر گشت و رعايت مراقبه را كاملا بنمود اين انوار قوىتر شده سالك تمام آسمان و زمين و شرق و غرب را يكپارچه روشن مىبيند ، اين نور ، نور نفس است كه هنگام عبور از عالم برزخ هويدا مىشود ليكن در مراحل اوّليّهء عبور كه مىخواهد تجلّيات نفس شروع شود سالك نفس خود را به صورت مادّى مشاهده مىكند و به عبارت ديگر چه بسا ملاحظه مىكند كه خودش در برابر خودش ايستاده است . اين مرحله ابتداى تجرّد نفسى است . مرحوم استاد علاّمه حاج ميرزا على آقاى قاضى - رضوان اللّه عليه - مىفرمودند كه : « روزى از اطاق بيرون آمده در دالان خانه ديدم كه خودم در كنارى ساكت و صامت ايستادهام ، با دقّت تمامترى به صورت خود نگاه كردم ، ديدم در صورت ، خالى دارم . چون به اطاق آمدم و در آئينه نظر انداختم ديدم كه در صورت من خالى بوده و من تاكنون آن را نديده بودم » . و گاهى سالك متوجّه مىشود كه خود را گم كرده است و هر چه جستجو مىكند نمىتواند خود را پيدا نمايد . گفته شد كه اين مشاهدات در مراحل ابتدايى تجرّد نفس بوده و مقيّد به زمان و